close
تبلیغات در اینترنت
پریشانم ، پریشانم ، پریشانم ...
پریشانم ، پریشانم ، پریشانم ...
وبلاگ شخصی من

پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. 

خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟! 

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟! 

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. 

خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

گرانی خیلی مردممان را آزار می دهد و زندگی برایشان سخت شده است

هیچکس هم پاسخگو نیست !!!

اگر نخواهیم پول نفت بر سر سفره هامان باشد !

اگر نخواهیم 45500 تومان یارانه بگیریم و از گرانی خفه بشویم ! و دولت طلبکارانه بعد از آنکه

از جیب خودمان به خودمان یارانه ای ناچیز پرداخت ، بر و بر فقط به گرانی ها سکوت کند !

اگر نخواهیم برای صندوق بین المللی پول ژست موفقیت طرح هدفمندی یارانه ها را بگیرند! در حالی

که واقعیت درون ایران چیز دیگریست !

اگر نخواهیم آمار نادرست بیکاری را از دولت بپذیریم ؟

و اگر نخواهیم ...

چه کسی را باید ببینیم ؟

...




درباره : <-PostCategory->
نوشته شده در پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391 توسط غلامرضا نجفی سولاری | لينك ثابت | تعداد بازدید : 98
صفحات