close
تبلیغات در اینترنت
شهیدان غریب میهمان مادر ...
شهیدان غریب میهمان مادر ...
وبلاگ شخصی من


در گردان کربلای اهواز دو برادر نورانی بنام علی و سعید حمیدی اصل حضور داشتند

سردار علی حمیدی اصل مسئول پرسنلی گردان و سعید برادر کوچکتر غواص گروهان نجف اشرف

بود . سردار علی که متخلق به اخلاق ناب اسلامی و الهی بود . هیچگاه زنگ صدا و تذکراتش را به بچه ها

 بمنظور حفظ کارت و پلاک و تکمیل پرونده ها و اهمیت آن از گوشم زدوده نمی شود .

برادرا  تکه کلام همیشگی اش بود ...

سعید برادر کوچکتر که چهره ای خندان و دوست داشتنی داشت . در درس و جبهه و اخلاق و ادب 

و فرایض دینی خصوصا نماز ممتاز بود . می گفت ما که قرار است در عملیات خط شکن باشیم چرا در نماز 

اول وقت خط شکن نباشیم ... این دو برادر از نعمت مادر محروم بودند .

عصر شب عملیات کربلای چهار صحنه ای عجیبی اتفاق افتاد و هردو برادر همدیگر را برای وداع بغل کرده

و بشدت گریستند ! آنقدر که دلهای تنگ مان را به آتش کشیدند . ماجرا بیش از یک وداع شب عملیات بود 

لذا جلو رفتیم تا ببینیم جریان چیست ؟

مشخص شد این دو برادر هر دو خواب مادر مومنه شان را دیده که به هر دو وعده داده بود که این عملیات

به نزد من خواهید آمد !

هر کدام تصور میکردند  فقط خودش این خواب را دیده است لذا سخت با برادر وداع میکرد و آنگاه که برادر

کوچکتر سعید به علی برادر بزرگتر گفت این خواب را دیده  علی هم گفت منهم عینا همین خواب دیده ام !

بر همین اساس شدت گریه شان بالا گرفت .

در عملیات کربلای چهار منتظر بودیم بدانیم چه خواهد شد . که در کمال ناباوری شهادت هر دو برادر 

محقق شد و بسوی مادر پاکدامنشان شتافتند .

روح عزیزشان شاد باد 

به روح مطهر این دو شهید واصل و مادر عظیم الشانشان فاتحه ای تقدیم کنیم ...




درباره : <-PostCategory->
نوشته شده در سه شنبه 6 دي 1390 توسط غلامرضا نجفی سولاری | لينك ثابت | تعداد بازدید : 77
صفحات