close
تبلیغات در اینترنت
برای عزیز دلم آقا محمدتقی فاطمی زاده که چه زود رفت ... و چه زود دیر شد ...
برای عزیز دلم آقا محمدتقی فاطمی زاده که چه زود رفت ... و چه زود دیر شد ...
وبلاگ شخصی من


کل نفس ذائقه الموت 

424730_271948236212518_100001920327510_675667_1267730639_n.jpg

نمی دانم چه برایش بنویسم تا دلم آرام شود 

سیدی به این شیرینی و دوست داشتنی نداشتیم

مهربان بود و صمیمی 

کمی شیطنت شیرین همیشه به همراه مزاحهایمان بود

وقتی با آصادق و آ محدتقی به هم برمی خوردیم 

بایستی برای لحظاتی فقط می خندیدیم

وقتی خبر بیماریش را از آمهدی اخویش شنیدم

علیرغم اینکه بشدت متاثر شدم و برای لحظاتی ایست همه جانبه ای

 بر تمام وجودم مستولی شد

و بی نهایت دل تنگش شدم

ولی هیچگاه تا هنگام رفتنش جرات نکردم به عیادتش بروم

نمی خواستم سید را مریض ببینم

دوست داشتم همیشه همان آمحدتقی شیرین و خندان و دوست داشتنی

با تمام زوایا و جوانب دوستی مان پابرجا بماند

لباس مقدس روحانیت چقدر زیباترش می کرد

هنگامی که برای جدش حضرت اباعبدالله(ع) با سوز دل روضه خوانی میکرد

چقدر در نزد نگاهم زیباترین ها می شد 

نمی دانم چرا خداوند اینقدر زود ایشان را به نزدش فراخواند 

خیلی زود بود خیلی ...

اما می دانم چون خدا هم او را خیلی دوست داشت او را به ناگهان فراخواند

چهره زیبا و دوست داشتنی 

حضرت حجه الاسلام سیدمحمدتقی فاطمی زاده (ره)

همیشه در یاد دوستان خواهد ماند و در حسرت دیدار در روز واپسین ...

دنیای لعنتی فقط جای او را تنگ داشتی ؟

بمیرم برای دو دسته گلش که در کودکی یتیم شدند 

برای شادی روحش صلوات...




درباره : <-PostCategory->
نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن 1390 توسط غلامرضا نجفی سولاری | لينك ثابت | تعداد بازدید : 122
صفحات